http://shohada.org/fa/shahid/content/371986

شناسه خبر: 371986
۱۴۰۳-۱۱-۲۵ ۰۹:۱۱

خاطرات شهید صفر هدایتی

( خانواده شهید) یکروزشهیدکف پایش رامی سوزاندو یامی دوخت اینکارراهمیشه تکرا می کردماهروقت به اومی گفتیم مگردیوانه ای این چه کارهایی است که می کنی ؟شهیدمی گفت: «اینکارهارامی کنم که وقتی درجبهه اسیرشدم ومراشکنجه کردندطاقت بیاورم وخدای ناکرده توهینی به رهبرونظام اسلامی نکنم ومتحمل شکنجه های آنهاباشم». 2-( خواهروبرادرشهید) روزی شهید در هنگام خوردن نهاروقتی به تلویزیون نگاه می کرد متوجه شدکه یکی ازفرماندهان به شهادت رسیدهاست. شهیدخیلی ناراحت شدوقاشق خودرابه زمین گذاشت وگفت:« این فرمانده شهیدشده است» وبه طرف محل رفت واین خبررابه دوستان وهمرزمانش داد. وبعدازظهرهمان روزبه جبهه اعزام شدودیگربرنگشت واین آخرین رفتن شهیدبه جبهه بودبعدازچندماه خبرشهادتش راآوردند