https://shohada.org/en/node/178623
شناسه خبر: 178623
2022-3-10 04:32
توجه به امر ازدواج
راوی فضه داروغه : یک روز به من گفت: مادر بیا به خانه خاله برویم. من موافقت کردم، به خانه آنها رفتیم در بین راه شروع کرد به آیه وحدیث خواندن در مورد ازدواج کرد. گفت: پیغمبر فرمود هر کس ازدواج نکند از ما نیست. صبح روز بعد به من گفت: دیروز حدیث پیغمبر را در مورد ازدواج به شما گفتم. من خدا را شاهد می گیرم که هدف من از ازدواج تکمیل شدن دینم است. حالا اگر شما صلاح می دانید من را داماد کنید. آن زمان چون سنش کم بود نمی خواستیم دامادش کنیم. یک جا که برای خواستگاری رفتیم من شروع به درخواستهای نابجا کردم.از آنجا که آمدیم محمد گفت: من می خواهم زنم عفت و عصمت داشته باشد نمازش قضا نشود. نه اینکه خیاطی و بافتنی بلد باشد. من به او گفتم دختری که انتخاب کرده بود خوب بود و من چون می ترسیدم شما شهید بشوی به همین دلیل این این کار را کردم. خلاصه من را راضی کرد که دوباره به خواستگاری برویم من هم به حرم امام رضا رفتم و از حضرت رضا در خواست کردم که عروسی متدین به ما عنایت کند که الحمدلله همین طور شد.