https://shohada.org/en/node/179910

شناسه خبر: 179910
2022-3-10 04:47

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از مریم بلندی : به خاطر دارم یکروز به خانه یکی از اقوام رفتم که در آنجا صحبتهایی در مورد همسرم محمد کردند که دلم شکست ، وقتی به منزل برگشتم ، شب خواب دیدم در یک بیابانی هستم که تمام خاک نرم است و یک حالت ویرانی مانند دارد که یک مرتبه همسر شهدیم ظاهر شد و گفت بیا برویم ، خانه ای را که خریده ام و در فلان جا است نشانت بدهم ، گفتم جدی می گویی ؟ گفت : بلی و بعد در عالم خواب دیدم که به خانه بسیار بزرگی رسیدیم ، بسیار جالب بود اما بین ما و آن خانه زیبا یک دره گودی بود که حدود 12 متری عمق داشت ما یک طرف بودیم و خانه آن طرف دیگر بعد به شهید گفتم خوب چطوری باید برویم به آن خانه ، چور از این دره عبور کنیم که همسرم گفت چشمانت را ببند یکدفعه دیدم ما رد شدیم و رفتیم آن طرف ، برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم یک پلی است گفتم این پل که نبود بعد شهید گفت : بعضی وقتها اعمال خوب انسان و گناهانی را که انجام نداده از بعضی چیزها می شود گذشت و به چیزهای دیگری رسید که بعد دیدم محو شد ند و نیستند که از خواب بیدار شدم و خود را در اتاق خانه تنها دیدم.