https://shohada.org/en/node/180005

شناسه خبر: 180005
2022-3-10 04:48

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از علی اصغر باقری ک زمانی که علی جان جبهه بود من سرباز بودم و در خرمشهر حضور داشتم یک شب خواب دیدم و خوابم نگران کننده بود صبح از فرمانده گردان خودم مرخصی گرفتم و به حمیدیه محل استقرار برادرم رفتم و علی جان را پیدا کردم و یک شب هم نزد او ماندم آن شب دیدم چهره اش خیلی نورانی شده که از تماشایش لذت بردم صبح که از ایشان خداحافظی کردم به من یک کیف کوچک داد و از من سؤال کرد که پول داری گفتم : بله اما او کیفش و مقداری پول و یک قطعه عکس به من داد و گفت اینها را بگیر و اگر من از عملیات برگشتم که به خودم بده و اگر نیامدم و به شهادت رسیدم این پول را برای منزل وسائلی بخر تا یادگاری از من بماند و عکسم را بزرگ کن . من خیلی متأثر شدم و خداحافظی کردم و او در همان عملیات به شهادت رسید .