https://shohada.org/en/node/180900

شناسه خبر: 180900
2022-3-10 05:00

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از جعفر باغشنی : 243.حسن انفرادی رشته کاری من برق و الکترونیک است .به من پروژه ای تحویل دادند تا آن را تکمیل کنم . ولی متاسفانه در بین کار دچار مشکل شدم .تقریباً شش هفت ماه این پروژه به طول انجامید .من حسابی خسته و نا امید شده بودم .یک شب خواب دیدم کنار خیابان افتاده ام .و پاهایم هیچ گونه حسی ندارد.هرچه سعی می کردم بلند شوم نمی توانستم .پاهایم کاملاً فلج شده بود .یک دفعه دیدم حسن آقا بالای سرم ایستاده است.از من پرسید چرا بلند نمی شوی ؟ من گفتم : نمی توانم ، پاهایم حس ندارد فکر میکنم فلج شده ام ، کمکم کن دستم را بگیر تا بلند شوم شاید بتوانم راه روم .ایشان دستم را گرفت و من بلند شدم .همین که روی پاهایم ایستادم از خواب بیدار شدم .بعد از مدتی مشکلاتی که در مورد آن پروژه داشتم حل شد .و خواب من اینگونه تعبیر شد.