https://shohada.org/en/node/180918

شناسه خبر: 180918
2022-3-10 05:00

خاطره شماره 26 - شهید حسن انفرادی حسن آبادی

برادرشهيد : اوايل انقلاب مردم براي کمک به پليس راهنمايي بر سر چهار راه ها نظم را بر عهده مي گرفتند. حسن در اين نظم دادن مردمي حضور فعال داشت. مغازه من و حسن در کنار هم بود. يک روز متوجه شدم عده اي قمه به دست در مغازه او آمدند و گفتند :اگر يک بار ديگر تو را سر چهار راه ببينيم با همين قمه حسابت را مي رسيم .بين حسن و آنها درگيري شد و در آخر کار حسن گفت :چاقويت را به من نشان مي دهي ، مرا به بدتر از اينها هم تهديد کني دست از امام نمي کشم ، به دستور رهبر تا آخرين قطره خونمان هستيم ، به دستور تو نيامده ايم که با حرف تو از ميدان بيرون برويم. حسن بارها توسط منافقين تهديد شد اما هيچ گاه از مواضع خويش عقب نشيني نکرد .