https://shohada.org/en/node/181248

شناسه خبر: 181248
2022-3-10 05:04

آخرین وداع با دوستان

به روایت از محمود خزیمه : به یاد دارم قبل از شهادت جواد در زمان عملیات کربلای 4 من در مرخصی بودم وقتی از مرخصی برگشتم نیروها در محور عملیاتی بودند و من نتوانستم به یگان خدمتی خودم که گردان روح ا... بود برسم به همین لحاظ در گردان انصار سازماندهی شدم به همراه جواد تا دژ خرمشهر با هم بودیم و ایشان از فرصت استفاده کردند و به دبنال این می گشتند که در یکی از گردانهای عملیاتی سازماندهی شوند یک روز که من در محل استراحت خوابم برده بود دیدم یک دست نرم و ملایمی صورتم را نوازش می دهد و مرا بیدار کرد من هم که خیلی خسته بودم و بلند شدم جواد گفت بلند شو چون دوباره همدیگر را نمی بینیم با این کلام ایشان از جا برخاستم و گفتم چه شده است؟ ایشان با لحنی ملایم گفتند می رویم و اصرار داشتند باید از من راضی باشی گفتم راضیم حتی موها و صورتم را نوازش می کرد و می گفت از من راضی باش گفتم شما باید از من راضی باشی و ایشان با سه نفر از همکارانشان با من خداحافظی کردند و به من گفتند دیدار به قیامت فردای آن روز که در خط بودیم پس از بازگشت از خط در محل دژ خرمشهر با خبر شدم که تعدادی از بهترین دوستانم از جمله شهید جواد امین محبوب به شهادت رسیدند و در اینجا بود که احساس غربت و تنهایی عجیبی کردم.