https://shohada.org/en/node/181964

شناسه خبر: 181964
2022-3-10 05:13

آخرین وداع با خانواده

به روایت از علی اکبر اکبرنژاد : به خاطر دارم زمانیکه فرزندم غلامعلی خدمت 2 ساله سربازی اش را به اتمام رساند به خانه آمد و من و مادرش در خانه نشسته بودیم. گفت: مادر جان یک خواهشی از شما دارم تمنا می کنم جواب رد به من ندهید گفت: می خواهم به جبهه بروم و از دین اسلام و ناموسم دفاع کنم. مادرشان گفت: مگر شما تازه از سربازی نیامده اید کمی استراحت کنید. ولی ایشان گفت: امام خمینی (ره) فرموده اند که: سنگر ها را خالی نگذارید و به جبهه بروید خلاصه من و مادرش اجازه دادیم تا به جبهه برود. روز بعد وسائلش را آماده کرد و با هم تا راه آهن همراه ایشان رفتیم که همسرو فرزندش نیز آمدند وقتی که فرزندش یک دسته گل به ایشان داد گفت: فرزندم این آخرین دسته گلی است که به من می دهی چون دیگر بر نمی گردم بعد رو به مادرش کرد و گفت: پدر و مادر عزیز خیلی شما را دوست دارم و ممنونم از اینکه رضایت دادید من به جبهه بروم ان شاءا... در آن دنیا شما را شفاعت خواهم کرد و پیش خودم خواهم برد از شما خواهش می کنم مواظب همسرم و فرزندم باشید آنها را اول به خدا بعد هم به شما می سپارم . و از همسرش هم حلالیت طبید و خدا حافظی کرد و رفت و بعد از چند روز خبر شهادتش را برایمان آوردند.