https://shohada.org/en/node/182232
شناسه خبر: 182232
2022-3-10 05:17
ناظر و شاهد بودن شهید بر امور 5
به روایت از خدیجه حسین زاده : یک شب که پدرش روی بهارخواب خوابیده بوده خواب می بیند ناصر می آید و روی لحاف دوزانو می زند و می گوید آمدم احول شما را بپرسم، پدرش می گوید. بیا این طرف بنشین می گوید نه می خواهم بروم. آمدم. ببینم چرا بهشت و منا نیامدید؟ پدرش گفته بود مادرت و زهرا و علیرضا جهت مراسم چهلم امام به تهران رفته اند، همسرت نیز تربت رفته است. گفته بود اینها را خبر دارم، آمدم ببینم شما چرا نیامدید. پدرش گفته بود چون من دیر از سر کار آمدم.