https://shohada.org/en/node/182240
شناسه خبر: 182240
2022-3-10 05:17
توجه به خانواده 2
به روایت از علی اکبر اکبران : یک روز که ناصر می خواست به استخر شنا برود به او گفتم من را با خودت ببر،گفت:نه ممکن است اتفاقی بیفتد،من نیز بدون اینکه او بفهمد دنبالش رفتم تا به استخر هلال احمر رسیدیم در آنجا توی صف مرا دید ولی چیزی نگفت.بالاخره به اتفاق دوستانش وارد سالن شدیم وهر یک خود را به داخل آب انداختند ولی من چون شنا یاد نداشتم کنار استخر نشستم وتماشا می کردم. ناگهان یکی از دوستانش مرا توی آب انداخت. من نیز با جثه کوچک نتوانستم روی آب بیایم ونزدیک بود خفه بشوم بلافاصله ناصر آمد ومرا نجات داد وبعد هم دنبال دوستش کرد که او را تنبیه کند.