https://shohada.org/en/node/182287
شناسه خبر: 182287
2022-3-10 05:17
همت در مشکلات دیگران 2
به روایت از ن.م ایزانلو : یادم می آید در درگیری روستای میرآباد شلوار یکی از نیروها پاره شد و سوزن هم نبود که آن را بدوزد و می خواست برود از خانه های شخصی شلواری بگیرد و بپوشد ناصر گفت: امشب بخوابیم تا فردا صبح خدا کریم است نیمه شب ناصر بلند شد و بعد از اینکه نماز شبش را خواند با میخ و نخی که از درز شلوار کشید آن را دوخت صبح وقتی صاحب شلوار دید شلوارش دوخته شده به ناصر گفت: از اینکه لبخند می زنید مثل اینکه شما دوخته اید. ناصر گفت: گفتم که خدا کریم است و یک کسی آنرا می دوزد.