https://shohada.org/en/node/182496
شناسه خبر: 182496
2022-3-10 05:19
تولد و کودکی
به روایت از مهری افچنگی : کاظم پنج سالش بود که به مریضی ناعلاجی مبتلا شده بود و یک ماهی در بیمارستان بستری بود. مریضی آن این قدر سخت بود که پیش هر دکتری که می بردمش، نمی توانستند مریضی او را تشخیص دهند. چون از ساق پا به پایین فلج شده بود. برای همین یک روز که مصادف با ایام محرم بود او را به مشهد آوردم و به حرم امام رضا علیه السلام بردم. نیمه های شب بود که مرا از خواب بیدار کرد و گفت: مادر شما چیزی نخورده اید؟ گفتم: نه ، چیزی نخوردم. گفت : مادر یک آقایی با عبای سبز آمد و یک لیوان شیر به من داد و من خوردم. گفتم: الحمدالله. دستش درد نکند. صبح فردا که خواستم کاظم را به بیمارستان امام رضا علیه السلام برای مداوا ببرم، دیدم حالش خوب شده و می تواند راه برود.