https://shohada.org/en/node/182664

شناسه خبر: 182664
2022-3-10 05:21

خاطره شماره 44 - شهید ابوالفضل اعتدالی مشهد

در منطقه ایشان سخت ترین کارها را انجام می داد . یادم می آید یک دفعه که در حال کندن سنگر بودیم ابوالفضل از شدت خستگی خیس عرق شده بود و هرگاه یکی از برادران می ایستاد ایشان می گفت : چرا ایستاده اید .من با خودم گفتم: خدا کند دیرتر بکند تا ما یک استراحتی کنیم ولی دوباره با این بیلها ی کج تا یک کم دیرتر خاک بر می داشتیم خاکها را برمی داشت روی بچه ها می ریخت و می گفت : هرکس خاک بیرون نریزد خاک رویش می ریزم وحتی برادرانی هم که تنبلی می کردند و سنگر نمی کندند وقتی ازشدت آتش زیاد داخل سنگرما می آمدند آنها را داخل سنگر راه نمی داد و می گفت : بروید بیرون شما که زورتان می آید برای خودتان سنگر بکنید چطور می خواهید در عملیات شرکت کنید.