https://shohada.org/en/node/184071

شناسه خبر: 184071
2022-3-10 05:38

خاطرات نظامي

راوی ولی الله اخروی محبی: ساعت ده روز جمعه63/2/7 برای انجام عملیاتی بنام شهید مصطفی نورعلی که در عملیات قبل به شهادت رسید از پادگان خارج شدیم. بعضی از گردان های دیگر زودتر از ما رفته بودند. نیروهای گردان ما برای لو نرفتن عملیات به وسیله ی کمپرسی هایی که بر روی آن ها چادر کشیده بودند حمل شدند ساعت چهار بعدازظهر به گردنه ی زمزیران رسیدیم در همین جا ماندیم تا وقتی که غروب شد بعد پیاده حرکت خود را آغاز کردیم و پس از عبور از پادگان زمزیران و طی مقداری راه نماز مغرب و عشاء را به جا آوردیم و سپس حرکت به سوی هدف های تعیین شده که چهار نقطه ی1،2،3،4 از ارتفاعات زیادی که در منطقه وجود داشت آغاز شد شب63/2/8 که عملیات شروع شد تنها گردان ما بود که از این محور عمل کننده بود تا صبح راه رفتیم و با روشن شدن هوا فقط دو تا از هدف ها را مستقر شدیم برای گرفتن هدف های 4و3 من که بیسیم چی بودم با فرمانده گردان و پنج نفر دیگر که قدرت راه رفتن را داشتیم به سوی هدف ها حرکت کردیم. نزدیک هدف سه بودیم و از جایی که اصلا انتظار نداشتیم که دشمن روی آن باشد در کمین دشمن افتادیم از بالای سرمان دشمن تیراندازی می کرد و ما هفت نفر تا روی بلندترین ارتفاعی که به آن نزدیک بودیم عقب نشینی کردیم و پدافند نمودیم. ابتدا بیسیم زدم که نیروهای عقب خودشان را به ما برسانند سپس به توپخانه بیسیم زدم که هدف های سه و چهار را برای ما اجرای آتش کنند تا نزدیکی بعداز ظهر هر کس سرش را بالا می آورد با تک تیر دشمن زده می شد این ارتفاعات مشرف بر روستایی بنام(نیستان) بود و نزدیک غروب63/2/8 یک ارتفاع عقب تر رفتیم و نیروهای گردان را جمع کرده به داخل روستای(نیستان) رفتیم که به هنگام کوبیدن ارتفاعات سه و چهار یک خمپاره به ارتفاعی که نیروهای خودمان در روی آن مستقر بودند خورد و یک نفر شهید و سه نفر زخمی بر جای گذاشت-به هنگام عقب نشینی پیرمرد هفتاد ساله ای جا مانده بود- صبح روز63/2/9 از(نیستان) حرکت کردیم و به شهرکی بنام(ربط) که کمین جاده مهاباد-سردشت قرار دارد رفتیم و شب63/2/10 در آن جا خوابیدیم و صبح63/2/10 به سوی روستایی به نام(گله) حرکت کردیم. مقدار زیادی مانده بودیم به روستا که گردان ما از ماشین پایین آمد تا ارتفاعات آن سوی روستا را بگیرد. پس از چهار ساعت کوهپیمایی بر روی ارتفاعات مستقر شدیم سر انجام نزدیکی های غروب نیروهای ارتشی آمدند و پایگاه زدند به داخل(گله) رفتیم و شب63/2/11 را ماندیم. صبح باز به سوی(نیستان) حرکت کردیم از نیستان دو دسته از نیروهای گردان و من که بیسیم چی گردان بودم به همراه فرمانده ی گردان به سوی ارتفاعی که اولین شب عملیات بر روی آن ها رفته بودیم و به هنگام پایین آمدن پیر مرد هفتاد ساله را جا گذاشته بودیم برای آوردن خود او یا جنازه اش حرکت کردیم که دشمن به ما حمله کرد که در این درگیری یک نفر طلبه به نام خددی شهید شد از جنازه ی پیرمرد هم اثری نبود. به همراه جنازه ی خددی به پایین ارتفاع آمدیم و بعد از ظهر63/2/12 به سوی پادگان حرکت کردیم در پادگان شنیدیم که پیرمرد در نزدیکی زمزیران در حالی که او را به وضع فجیعی شهید کرده بودند پیدا شده است. این عملیات به نام شهید مصطفی نورعلی انجام شد و تعداد هفت نفر از تیپ ما شهید شدند.