https://shohada.org/en/node/184676
شناسه خبر: 184676
2022-3-10 05:45
عشق به جهاد
شب قبل از رفتنش به جبهه آمد و به من گفت : بیا عکسی یادگای بگیریم گفتم : مگر تو کجا می روی ؟ گفت : می خواهم عکسها را با خودم به جبهه ببرم دائم سر و صورت بچه ها را می بوسید . مادرم گفت : محمد حسین چرا نمی خوابی ؟ اخلاقت چرا امشب فرق کرده است ؟ گفت : نه خاله من اخلاقم فرق نکرده می خواهم بروم برای همین بچه ها را می بوسم. چون دیگر آنها را نمی بینم بعد به من گفت : خواهشی از تو دارم که زینب وار در فراق من صبر کنی و استقامت داشته باشی .