https://shohada.org/en/node/184890

شناسه خبر: 184890
2022-3-10 05:48

عشق شهادت

راوی محمد نظام دوست: گاهی می گفتم : پسر جان زیاد جبهه نرو سهم خود را رفته ای می گفت: پدر جان یا باید اسلام را پیروز کنیم یا همه در این راه شهید می شویم. یک روز به من گفت: پدر جان نهال بخر و زمین دیگر را برای من و به اسم من نهال بکار. گفتم: همین یکی هم که دارم برای ما کفایت می کند. پیر شده ام نمی توانم. به شوخی گفت: تو قیمش نمی باشی . این زمین را به اسم من نهال بکار. گفتم: چشم حالا که تو عشق و علاقه داری برای شما و به اسم شما نهال خواهم کاشت. بعد به مشهد رفتم و نهال خریدم و آمدم و بعد از اینکه نهال را کاشتم بی نهایت شاد شد.