https://shohada.org/en/node/185705

شناسه خبر: 185705
2022-3-10 05:57

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی نرگس آشفته: به یاد دارم روزی که یک آمبولانس در خانه ی ما نگه داشت و دو تا برادر سپاهی در زدند که بیایید محسن آقا مجروح شده است سراسیمه دم درب رفتیم و دیدیم که دو نفر از برادرها زیر بغل محسن را گرفته اند و به داخل خانه آوردند. جایش را پهن کردیم که استراحت کند مادرم خیلی ناراحت بود و گفت: پسرم چه شده، چه بلایی سرت آمده است؟ گفت: مادر نگران نباش چیزی نیست. پایم روی مین رفته و قسمتی از آن ترکش خورده است. به خدا مشکلی ندارم. چند وقتی در خانه بستری بود وبرادران سپاهی هر روز می آمدند و پایش را شستشو می دادند و ترکش را در می آوردند. حدود یک ماه بستری بود و ما از او پرستاری می کردیم از او پرسیدم که در رابطه با مجروح شدنش صحبت کند گفت: ما هفت نفر بودیم که در پشت خط به بسیجیها آموزش تخریب و خنثی کردن مین را می دادیم. من داشتم توضیح می دادم که اگر پایتان را این طوری روی مین گذاشتید بر ندارید. گفت: به محض این که پایم را روی مین گذاشتم همه ی ما روی هوا رفتیم و دیگر چیزی نفهمیدم. بعد که به هوش آمدم دیدم که در بیمارستان هستم. گفتند آن شش نفر از برادرهای سپاه که همراهشان بودند همه شهید شدند و ایشان هم به شدت مجروح شدند و خیلی ناراحت بود و می گفت من لیاقت شهادت نداشتم و دوستان من همه شهید شدند.