https://shohada.org/en/node/185706

شناسه خبر: 185706
2022-3-10 05:57

محبت و مهرباني

راوی نرگس آشفته: وقتی که محسن از ماموریت آمده بود یک روز با خانمش به خانه ی ما آمدند. دیدم که یک کارتن با خود به همراه دارد. بعد به من گفت نرگس بیا خواهر، کارت دارم. وقتی که رفتم یک سرویس تفلون برایم کادو آورده بود و گفت بیا خواهر این هدیه را بگیر و برای جهیزیه ات نگه دار. ان شاءالله دفعه ی دیگر که به ماموریت بروم چیز دیگری برایت می آورم. اصلا ناراحت نباش، من خودم هرچه که لازم داشته باشی برایت تهیه می کنم. اکنون من آن کادوها را به یادگار نگه داشته ام که به دخترم بدهم تا همیشه یاد محسن جاودانه بماند.