https://shohada.org/en/node/185910

شناسه خبر: 185910
2022-3-10 05:59

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی محمد آریان: یک دفعه برادر عزیز شهیدم احمد ترکشی به پایش اصابت کرده بود و در بیمارستان مشهد بستری بود و ما در روستا بودیم یک روز دیدم که ماشین روستا آمد و یک نفر با عصا و لباس آبی و دمپایی از ماشین پیاده شد مادرم گفت: این کیست؟ دقیق نگاه کردم گفتم: این که احمد است وقتی به طرفش دویدم و هم دیگر را بغل گرفتیم گریه کردیم، گفتم این لباسها چیست؟ گفت: لباس بیمارستان است برای یک ترکش صد گرمی و نیم کیلوگوشت بیست روز که آدم را در بیمارستان نگه نمی دارند او با همان لباس بیمارستان قبل از این که مرخصش کنند پا شده بود و آمده بود.