https://shohada.org/en/node/186007

شناسه خبر: 186007
2022-3-10 06:00

شجاعت و شهامت

راوی ناصر گنجعلی: بعد از عملیات میمک بود که من و سید هاشم و یکى دو نفراز بچه‏هاى واحد اطلاعات رفتیم که منطقه‏اى را شناسایى کنیم موقعى که مى‏خواستیم برگردیم راه را گم کردیم. وقت آن چنانى هم نداشتیم که از روى فرصت کارى انجام دهیم. نزدیکى‏هاى صبح بود هوا کم کم داشت روشن مى‏شد اگر دشمن ما را مى‏دید غیر از مسئله درگیرى مسائل دیگرى پیش مى‏آمد ممکن بود تمام زحمات بچه‏ها از بین برود و خلاصه مسائل بعدى. بچه‏ها هر کدام نظرى دااشتند یکى مى‏گفت از این طرف باید برویم آن یکى مى‏گفت از آن طرف باید برویم. سید هاشم رو کرد به بچه‏ها و گفت: شماها همین جا بمانید. من یک گشتى مى‏زنم و بر مى‏گردم بچه‏ها در همان چند دقیقه‏اى که ایشان رفتند کمى هراس برداشته بودند. نگرانى از چهره هایشان پیدا بود خلاصه سید هاشم برگشت. به بچه ها گفت: دنبال من بیائید همینکه راه افتادیم بعضى هی مى‏گفتند: این راه دیشب نیست. ما داریم راه را اشتباهى مى‏رویم خلاصه اختلاف نظر بین بچه‏ها شروع شد. در آن لحظه یکى باید حرف آخر را مى‏زد، آن هم سید هاشم بود، چون مسئول گروه ایشان بودند با میان بر هایى که زدیم خودمان را به مقر رساندیم ولى واقعاً آن شب همه ما را اضطراب گرفته بود خیلى ترسیده بودیم ولى سید هاشم حقیقتاً آن شب با کمال خونسردى کارها را انجام مى‏داد. بدهد بچه‏ها روحیه مى‏داد تا اینکه به پایگاه رسیدیم.