https://shohada.org/en/node/186036
شناسه خبر: 186036
2022-3-10 06:00
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی م.ش نیکوفر: یک شب، خواب دیدم که شهید آمد تا براى پختن حلیم کمکمان کند. گفتم: مادر! سفره کم داریم. او رفت و یک دسته سفره سبز آورد و گفت: سفرهها را هم بالا و هم پایین بیندازید تا کم نشود و همه بتوانند سر سفره بنشینند. گفتم: مردها و زنها چگونه وارد مجلس بشوند؟ شهید به درى اشاره کرد و گفت: از این درب داخل شوند و از آن درب دیگر خارج شوند. سپس پرچمى را به من داد و گفت: وقتى مجلس تمام شد، پرچم را بده ببرند وسایل را جمع کن تا کثیف نشوند. گفتم: چشم! و در این موقع از خواب بیدار شدم. خوابى را که دیده بودم براى بقیه تعریف کردم. گفتند: او هنوز به فکر مجلس است.