https://shohada.org/en/node/187014

شناسه خبر: 187014
2022-3-10 06:11

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی علی رضا : روز سوم شهادت حسین بود. من به سبب اینکه این چند روز خیلی جنب و جوش داشتم و استراحت نکرده بودم و چون خسته بودم برای چند ساعتی خوابیدم. در عالم خواب دیدم که سوار ماشین شده ام و به طرف تربت جام می روم، در بین راه متوجه یک باغی شدم که همه وارد آن باغ می شوند. گفتم: من هم مثل بقیه بروم داخل این باغ گردش کنم. وقتی به باغ رسیدم خواستم وارد شوم دیدم دو تا نگهبان جلوی من را گرفتند و نگذاشتند داخل شوم. آنها گفتند: این باغ خصوصی است و هر کس نمی تواند وارد آن شود. در این لحظه صدایی را شنیدم از داخل باغ که می گفت: چرا جلوی پدرم را گرفتید؟ بگذارید وارد شود. وقتی جلو آمد دیدم حسین است. مرا داخل باغ برد. آن باغ به قدری زیبا و با صفا بود که تا به حال همچون باغی را ندیده بودم. داخل آن یک قصر زیبا بود که حسین گفت: پدر این باغ مال من است.