https://shohada.org/en/node/187181

شناسه خبر: 187181
2022-3-10 06:13

ابتکار و طرحهاي نظامي

یادم است چند روزی کنار دریاچه ی ارومیه کلاس عملی آموزش نظامی داشتیم و چون امکانات هم آن موقع کم بود مجبور بودیم از وسایل ابتدایی استفاده کنیم .برای انفجارات خرج گود نداشتیم ، خود شهید هاشمی تعدادی ازمینهای ضد تانک را بازکردند و به صورت فله دریک حلب 17 کیلویی روغن به صورت خرج گود درست کردند. بعد ما به چهار گروه تقسیم شدیم و کنار دریاچه به فاصله ی 3-4 متر از یکدیگر تله های انفجار کار گذاشتیم و آقای هاشمی به ماگفت : با شلیک گلوله باید فتیله ها را روشن کنیدو خوش هم تقریباً درفاصله ی 10 متری محلی که قرار بود انفجار صورت گیرد ایستاده بود. من تصورم این بود که وقتی انفجار را زدیم ،آقای هاشمی پناه می گیرد ویکی دو ،سه تا از بچه ها قرار بود جاده راببندند چون نزدیک جاده ارومیه ، مهاباد بود آنها می بایست جاده را می بستند . بعد از اینکه جاده رابستند به ما علامت دادند و ما هم به خیال اینکه آقای هاشمی علامت داده که فتیله ها را روشن کنیم ، یکی از گروهها فتیله ها را روشن کرد و ایشان فریاد زدند همه بروید پناه بگیرید و ما تصورمان این بودکه خود آقای هاشمی هم می آید.وقتی ما رفتیم پناه گرفتیم دیدیم که آقای هاشمی اصلاً ازجایش تکان نخوردند ، حتی موقع انفجار سرشان را هم خم نکردند ما هم قشنگ ایشان را نگاه می کردیم.شاید 7،8 متر بیشتر با محل انفجار فاصله نداشت . وقتی انفجار صورت گرفت ، گل و لجنی که پخش کرد به شعاع 200 متر پخش شد وما هم بی نصیب نبودیم.ولی چون آقای هاشمی نزدیک بود ، همه لباسهایشان گلی شده بود.بعد از انفجار آمدند طرف ما و به شدت با ما برخورد کردند ولی وقتی فهمید اشتباه ازما نبود عذر خواهی کردند.