https://shohada.org/en/node/187197
شناسه خبر: 187197
2022-3-10 06:13
ناظر و شاهد بودن شهيد برامور
راوی زهرا هاشمی زو: روز مراسم عزاداری حسن شوهرم بود به خاطر اینکه زیاد کار کرده بود خسته شده بود و داخل آشپزخانه رفت و دراز کشید . همین که سرش را گذاشت خوابش برد . بعد از چند لحظه شوهر خواهرم به خانه آمد و گفت : که رمضانی کجاست ؟گفتم: داخل آشپزخانه خواب است . رفت که به شوخی ، شوخی او را بیدار کند . گفتم : او را بیدار نکنید که خیلی خسته است .رفت و بالای سرش نشست و او را قلقلک داد. یکدفعه دیدم بلند شد وهراسان گفت : حسن کجاست ؟ حسن کجاست ؟حسن کجا رفت ؟ گفتم: حسن کجا بود گفت : الان بالای سرم نشسته بود و با من صحبت می کرد . گفتم : چه می گفت :با من صحبت می کرد ومی گفت که خسته نباشید.