https://shohada.org/en/node/187880

شناسه خبر: 187880
2022-3-10 06:21

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

چند ماهی از شهادت ایشان گذشته بود. یکی از فرزندانم یک شب ناراحت نشسته بود و می گفت: " مادر، معلم ما موضوع انشایی گفته که هر چه فکر می کنم چیزی به خاطر نمی آید " و از من کمک می خواست. چون من آن شب حالم خوب نبود نتوانستم به ایشان کمک کنم، و او بدون نوشتن انشاء به خواب رفت. صبح که از خواب بلند شدم، دیدم حسین تندتند دارداناء می نویسد، گفتم: چه می نویسی؟ گفت: " مامان دیشب که ناراحت خوابیدم با خودم گفتم: چرا کسی نیست به من کمک کند، بابا را دیدم و گفت: " چرا ناراحتی " گفتم: معلم انشایی گفته که نمی دانم چه بنویسم.