https://shohada.org/en/node/187949

شناسه خبر: 187949
2022-3-10 06:21

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی فاطمه صادقی: علاوه بر فرزندم که شهید شده بود دامادمان نیز مفقود بود و این مسأله که از او هیچ خبرى نبود ما را خیلى آزار مى‏داد و ناراحت مى‏کرد یک شب فرزند عزیزم محمد را خواب دیدم که وارد خانه شد و گفت مادر شما براى چه این قدر بى‏طاقتى مى‏کنید شما که صبرتان زیاد است گفتم خوب مادر من غصه شهادت تو را ندارم همین شوهر خواهرت عبدا... مفقود شده است و نمى‏دانم چکار کنم گفت شما این قدر ناراحتى نکنید اجر مفقود بیشتر از شهیدى که مفقود نیست شما باید صبر کنید شهیدان که زنده‏اند و در نزد خداوند روزى مى‏خورند مفقودها نیز آنهایى که در دست بعثى‏ها اسیرند تا مدتى دیگر مى‏آیند و آزاد مى‏شوند آنهایى هم که مثل داماد ما عبدا... عبدالرحیم الهى شهید شده‏اند تا ده سال دیگر استخوان هایشان را مى‏آورند صبر باید کرد اجرتان با خداوند است و از خواب بیدار شدم و دقیقاً هم همان طور شد بعد از ده سال تعدادى استخوان برایمان آوردند.