https://shohada.org/en/node/188887

شناسه خبر: 188887
2022-3-10 06:33

فکاهي شوخ طبعي

راوی ن.م بیژنی: یک دفعه به اتفاق محمد رضا مهدیزاده طوسی از پنج طبقه های اهواز به طرف سایت چهار حرکت کردیم. می خواستیم از بچه های تخریب که در آنجا مشغول آموزش جنگ مین بودند خبری بگیریم. به نگهبانی سایت که رسیدیم آقای جمالی نامی که فرد میانسالی بود جلو آمد و گفت: برگ ترددتان را نشان دهید. من دستم را توی جیبم کردم که برگ تردد را درآورده و نشان بدهم که یک دفعه دیدم آقا رضا پای مصنوعی خود را به طرف آقای جمالی پرتاب کرد. آقای جمالی ابتدا ترسیدند. چون فکر می کردند که شاید پا به صورتشان برخورد کند. یک دفعه ایشان با پای قطع شده آقا رضا مواجه شدند. به همین خاطر خیلی متأثر شدند. و دستش را محکم به پیشانیش زد . سرش را روی ماشین گذاشت . با حالت شرمندگی به آقای مهدیزاده طوسی گفت: آق از شما برگ تردد نمی خواهم، آقای طوسی گفت: برگ تردد من همین پای مصنوعی می باشد. این صحنه آن چنان در روحیه آقای جمالی اثر گذاشت که دژبانی را رها کرد و آمد یکی از نیروهای تخریب تیپ ویژه شهدا شد و تا روزهای آخر جنگ هم ایشان در واحد تخریب مشغول خدمت بود.