https://shohada.org/en/node/188890

شناسه خبر: 188890
2022-3-10 06:33

همت در رفع مشکل ديگران

راوی لیلا صمدی: یکی از همسایه ها که تازه وارد محله ما شده بود ، خاطره ای را درباره محمد رضا اینگونه نقل می کرد؛ یک روز به نماز جمعه رفته بودم اهالی محل را به دلیل اینکه تازه به این محل آمده بودم بخوبی نمی شناختم. در بین راه که از نماز جمعه برمی گشتم یک آقایی را دیدم که پایش قطع است و با موتور دارد می آید. من این شخص را نمی شناختم ، همین طور که می رفت به یک سرباز می رسید که داشت گریه می کرد. علت گریه را از او پرسید؟ سرباز جواب داد، کفشهایم را دزدیده اند حال مانده ام که خودم را چگونه به پادگان برسانم . پول هم ندارم که بروم و کفش بخرم. یک دفعه دیدم همین آقایی که پایش قطع است آن سرباز را پشت موتورش سوار کرد و به طرف خانه اش برد من یک دفعه دیدم آقا رضا به خانه آمد و بدون اینکه چیزی به ما بگوید، گفت؛ همان پوتینهایم را بدهید پوتینها را گرفت و از خانه بیرون رفت . بعد پوتینها را به آن سرباز داده بود.