https://shohada.org/en/node/188898
شناسه خبر: 188898
2022-3-10 06:33
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی لیلا صمدی: یک روز به محمد رضا گفتم : کی آماده ای تا خانه خواهرت برویم ؟گفت: همین امشب .گفتم : حالا دیر است او نمی تواند غذایی برای ما درست کند .گفت: نه اگر می خواهی قبلاً به او خبر بدهی که به زحمت بیفتد و چند نوع غذا درست کند که من نمی آیم .ساعت 4 بعد از ظهر بود که به پدر رضا گفتم : ما می خواهیم منزل خواهر رضا برویم پدرش گفت: الان دیر است گفتم: رضا دلش می خواهد که اینگونه برویم .به محض اینکه به منزل خواهر رضا رسیدیم ایشان بلند شدند و یک شله زردی تا افطار آماده کردند .