https://shohada.org/en/node/188903

شناسه خبر: 188903
2022-3-10 06:33

شجاعت و شهامت

راوی محمدباقر جلیلیان: در عملیات رمضان بر اثر فشار زیاد نیروهای عراقی دستور عقب نشینی صتادر شد در هنگام عقب نشینی نتوانستیم همه مجروحین و شهدا را به عقب منتقل کنیم به همین دلیل محمد رضا مهدی زاده طوسی آرام و قرار نداشت و به من می گفت: آقا باقر چطور ما پشت این خاک ریز بنشینیم در حالی که مجروحین ما در وسط بیابان تشنه و گرسنه مانده اند پیکر شهدای ما را در زیر آفتاب سوزان بر روی زمین افتاده است گفتم : چکاری می توانی بکنی ؟گفت: اگر اجازه دهید همین ماشین تویتا وانت پشت خاک ریز سوار می شوم و می روم و مجروحین و شهدا را به عقب منتقل می کنم . به ایشان گفتم : مگر تانکهای عراقی را نمی بینی که صف کشیده و آتش ریزان دارندمی آیند ؟گفت: چرا دارم می بینم ولی می توانم بروم و شهدا و مجروحین را بیاورم در ضمن ایشان تعمیر کار ماهر بود و در رانندگی مهارت خوبی داشت تا من به خود آمدم که بگویم برو راننده ماشین را پیدا کن و سویچ را بگیر دیدم بلافاصله توی ماشین پرید و با یکسره کردن استارت ماشین ان را روشن کرد و مقداری ماشین را عقب آورد و به صورت دور خیز کردن استارت ماشین را روشن کرد و عراقیها هم به شدت تیر مستقیم و گلوله های ادوات شلیک می کردند تا نزدیکیهای عراقیها ماشین را راند و تعدادی از مجروحین و شهدا را در ماشین گذاشته بود و آورد . وقتی ماشین و آورد وقتی ماشین نگاه کردیم دیدم دور تا دور ماشین ترکش خورده و سوراخ سوراخ شده است . با خودمان گفتیم حتماً محمد رضا خیلی ترسیده است در حالیکه خیلی خونسرد بود شهدا و مجروحین را از ماشین پیاده کرد و چون قرار بود به عضویت رسمی سپاه در آید برای رفتن به دوره آموزش عمومی سپاه از ما جدا شد و رفت .