https://shohada.org/en/node/189190

شناسه خبر: 189190
2022-3-10 06:37

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

بعد از به شهادت رسیدن برادرم مراسم تشییع جنازه انجام شد و خیلی دلم می‌خواست که او را خواب ببینم شب جمعه بود و نزدیک ساعت 24:20 دقیقه مثل اینکه کسی مرا بیدار کرد و گفت نگاه کن ببین ساعت چند است من توجه نکردم این حرف سه بار تکرار شد خوابیدم اسداله آمد و احوال پرسی کردیم من به ایشان گفتم بی‌انصاف شما رفتی دیگر به فکر ما نیستی ایشان هم تبسمی کرد بعداً گفتم بگو چه خبر چطور شد گفت زمانیکه شهید شدم اول کمی مشکل بود اما بعداً ائمه علیه‌السلام و شهید بهشتی آمدند به استقبال ما گفتم بگو از حساب و کتاب چه جور است آیا این حرف‌هائی که آخوندها می‌گویند راست است او گفت همه‌اش درس است همه‌ی اعمال حساب و کتاب دارد بعد احوال چند نفر از دوستان شهید را پرسیدم او گفت با هم هستیم و حالشان خوب است بعداً به من گفت برویم قدم بزنیم یک باغی بود ما داخل باغ قدم می‌زدیم چشم من افتاد به یک مرد سید، او وقتی برادرم را دید یک پاکت سیب برداشت و آمد با برادرم روبوسی کرد و پاکت سیب را به او داد یکدفعه گربه‌ای دیدیم که از ما فرار می‌کرد گفتم این گربه چره فرار می‌کند گفت اینها آمریکائی هستند آمریکائی‌ها ترسو هستند بعد جایی رفتیم که محوطه مانند بود دور و اطراف آن را دیوار کشیده بودن و یک بوی بدی می‌آمد نگاه کردم دیدم تعدادی انسان در داخل آن غوطه‌ور هستند موهای سرشان ریخته بود و داد و بیداد می‌کردند گفتم این‌ها چه کسانی هستند گفت اینها منافقین هستند درهمین حال از خواب بیدار شدم.