https://shohada.org/en/node/189948

شناسه خبر: 189948
2022-3-10 06:46

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی رشید محمدی: صحنه درگیری با سربازان عراقی بسیار نزدیک بود و شروع عملیات به صبح آفتاد هر دو طرف خودرم را می دیدم و در همین حال سربازان بعثی عراق در داخل سنگر از مواضع مستحکمی برخوردار بودند اما اوج سلحشوری سربازان فداکار و مؤمن ایران اسلامی عرصه نبرد را به دشمنان تنگ نموده بودند از جمله آقای علی اکبر مرادیان که مانند شیری غرّان به سوی دشمنان می تاخت و قبل از اینکه من و فرماندهی گردان به محل تک نزدیک شویم او با دسته ای که در اختیار داشت حمله ی جانانه ای را انجام داد. ولی متأسفانه در مرجله اول نتوانسته بودند دشمن را شکست دهند. پس از یک عقب نشینی تاکتیکی انجام داد تا بتواند مجدداً مهمات لازم و نیروی تازه نفس با خودش به جلو برد در حالی که آخرین گروهان احتیاط را وارد عمل نمونه بود و تنها در حد یک مجموعه ای که همراه فرماندهی گردان بودیم در حدود 10 الی 12 نفری بودیم ولی چاره ای نداشتیم و نیروهای قبلی را سرجمع نمودیم و به اضافه 12 نفر نیروی تازه نفس حمله را آغاز کردیم. آخرین سنگر عراقی ها بود که در آن زمان مستقر شده بودند. قبل از تصرف سنگر آقای علی اکبر مرادیان بر اثر ترکش خمپاره 60 بشدت مجروح شد. ایشان چون وزن سنگینی داشتند. و از ناحیه پا مجروح نشده بود و با عراقی ها حدود 10 الی 15 متری فاصله داشتند باران هم بشدت می بارید. به خود می پیچید و فریاد یا ناله ای سر نمی داد چون عراقی ها با ایشان فاصله ای نداشتند و دشمن آخرین تلاشهای خود را انجام می داد. آقای علی اکبر مرادیان به من گفتند: برادر محمدی مرا اینجا نگذارید که بدست عراقی ها بیفتم و من نیز این قول را به ایشان دادم و مسافت حدود 2 کیلومتر ایشان را با کمک دو نفر از بچه ها به اورژانس رساندیم و سوار بر آمبولانس کردیم.