https://shohada.org/en/node/191524

شناسه خبر: 191524
2022-3-10 07:08

اطاعت از فرماندهي

راوی محمد علی کشمیری: من در اهواز ، در منطقة «هورالعظیم» بودم که خبر دادند برادرم اسدا... مجروح شده و در یکی از بیمارستانهای اهواز بستری است . من خودم را به بیمارستان رساندم . برادرم از ناحّیة دست مجروح شده بود و دستش را باندپیچی کرده بودند . گفتم : برادر چرا ناراحتی ؟ گفت : دیگران که حتّی یک دستشان را از دست داده اند مرخّص می شوند ولی من که یک جراحت مختصر دارم باید بمانم و بعد گفت : برو خانه و یک دست لباس شخصی برای من بیاور تا از بیمارستان فرار کنم . من رفتم و یک دست لباس برایش تهیّه کردم و با زن داداشم به بیمارستان برگشتیم . وقتی به بیمارستان رسیدم با کمال تعجّب دیدم شهید کاوه آنجاست و برادرم روی تخت دراز کشیده و می خندد . از برادرم پریسدم چه شده است ؟ گفت : قبل از اینکه آقای کاوه بیاید کسی به من توجّه نمی کرد ولی حالا از هر طرف برایم دوا و دارو می آوردند . بعد گفتم نمی خواهی فرار کنی ؟ گفت : نه . گفتم : چرا ؟ گفت : آقای کاوه گفت حق نداری فرار کنی و باید بستری باشی تا حالت خوب شود و من هرگز از دستور آقای کاوه سرپیچی نمی کنم و در بیمارستان می مانم تا حالم خوب شود . من در آن موقع بود که کاوه چه ابهّت و عظمتی دارد و مردم به او احترام می گذارند .