https://shohada.org/en/node/193465
شناسه خبر: 193465
2022-3-10 07:34
عید
به نقل از مادرشهید: بیست و دوم سال شصت و چهار بود. گفت میخواهم بروم. به او گفتم: « مادر تا عید نوروز مدتی نمانده است. صبر کن حداقل در خانهتکانی عید کمک من باش.» گفت: « مادر جان، من خودم بیست و ششم اسفند برمیگردم و خودم کارهای عید را انجام میدهم.» لباس سفیدی پوشید. خیلی زیبا شده بود. او را بوسیدم . گریهام گرفت. این آخرین خداحافظی من بود. حاجآقا در جبهه همراه پسرم بود. میگفت: «اصغر در شب عملیات حالت عجیبی داشت. نمازش را خواند و به طرف خط رفت.» 17 اسفند بود که به شهادت رسید و همان بیست و دوم برگشت