https://shohada.org/en/node/195164

شناسه خبر: 195164
2022-3-10 07:57

تشييع جنازه

موقعی که جنازه ی پدرم را مردم تشییع می کردند، ما از دنبال تابوت ایشان با حالت گریه و زاری حرکت می کردیم مادرم آنقدر حالش خراب بود که زنان فامیل زیر بغلش را گرفته بودند تا او بتواند راه برود. در همین حین که تابوت پدرم را همسایه ها و دیگر افراد پیش می بردند ناگهان از حرکت باز ایستادند که باعث تعجب بود، یک دفعه یک نفر از افراد زیر تابوت پدرم فریاد زد:" زی و بجه هایش را بیاورید تا از جلوی تابوت حرکت کنند. این شهید نمی تواند از آنها دل بکند" ـ ظاهراً تابوت پدرم به سختی به سمت جلو حرکت داشت ـ سپس من و خواهران به همراه مادرم در کنار تابوت پدرم به راه افتادیم خیلی عجیب بود، زمانی که ما کمی از تابوت پدرم عقب می ماندیم تابوت ایشان از حرکت بازمی ایستاد و یا اینکه احساس می شد تابوت حرکت روبه عقب دارد. این امر باعث حیرت و تعجب همه شده بود و اکثر حاضرین می گفتند:" شهید صنعتی خیلی همسر و بچه هایش را دوست دارد."