https://shohada.org/en/node/195172
شناسه خبر: 195172
2022-3-10 07:57
خبر شهادت
وقتی خبر شهادت پدرم را به ما دادند ما برای دیدن پدرمان به سردخانه رفتیم، وقتی وارد سردخانه شدیم حال عجیبی پیدا کردم، از یک طرف خوشحال بودم چون پدرم به آرزوی دیرینه اش رسیده بود و از طرف دیگر غم سنگین از دست دادن پدری مهربان و دلسوز را بر دل داشتم. زمانی که بالای سر جنازه شان رفتم هرگز باورم نمی شد که ایشان شهید شده باشند فکر می کردم پدرم خوابیده است. صورتم را جلوی صورتش بردم تا رویش را ببوسم وقتی پدرم را می بوسیدم احساس می کردم او هم دارد مرا می بوسد. احساس خیلی عجیب و غیر قابل توصیفی داشتم احساساتم به حدی زیاد شده بود که شروع به گریه کردن با صدای بلند کردم. وقتی دیگر حاضران حال من را چنین دیدند من را سریع به بیرون از سردخانه بردند.