https://shohada.org/en/node/195175

شناسه خبر: 195175
2022-3-10 07:57

تواضع و فروتني

یادم هست یک سری مادرم در حیاط منزل مشغول لباس شستن بود که پدرم از سر کار آمد. به محض اینکه مادرم را مشغول لباس شستن دید بدون اینکه لباسهایش را عوض کند و استراحتی کرده باشد آستینهایش را بالا زد و پای تشت لباس نشست و شروع به لباس شستن کرد و به مادرم گفت: بی بی جان من را ببخش چون همیشه در خانه نیستم و بیشتر از این نمی توانم کمکت کنم. وقتی من و خواهرانم پدرم را در حال لباس شستن دیدیم به او خندیدیم و گفتیم بابا چرا شما لباس می شویید؟ پدرم گفت: چه فرق می کند کار کردن که عیبی ندارد مرد و زن هم ندارد شما هم باید یاد بگیرید و در کارهای خانه به مادرتان کمک کنید.