https://shohada.org/en/node/195545
شناسه خبر: 195545
2022-3-10 08:01
شجاعت و شهامت
راوی غلامرضا صادقیان: آن طوریکه همرزمان محمود تعریف کرده اند در تاریخ 62/12/11 شهید کاوه دستور می دهد که یک عده داوطلب جمع شوند که تله کاتو که مشرف به چوراته عراق است را فتح کنند. چون اگر عراق مستقر می شد توپخانه اش به ما مشرف می شد. تخریب چی ها حدود 14 نفر می شدند. شهید کاوه می گوید: به قله بروید. شهید حسین هاتفی هم همراهشان بوده می گوید: محمود تو برگرد. قله خطرناک است محمود می گوید نه تو برگرد که اگر اتفاقی بیفتد خبر ببری. تو برگرد که بچه داری و بچه هایت منتظرت هستند. شهید هاتفی می گوید: تو مجروحی برگرد محمود می گوید اگر شهید بشوم ما با حورالعین ازدواج می کنیم خلاصه شهید محمدی هم که سال دوم ریاضی دانشگاه بود و همچنین شهید عربزاده که او هم رشته ریاضی بود پشت سنگرند. آن طرف قله عراقی ها آماده می شوند و موضع می گیرند. به محض اینکه اینها می آیند با سلاحهای سنگین سبک و حتی سیمینوف نشانه می گیرند از این 14 نفر 9 نفر از جمله محمود شهید می شوند. محمود وقتی می خواهد برای بار دوم یا سوم سربکشد تا تیراندازی کند مورد اصابت تیر سیمینوف قرار می گیرد که به چشم او می خورد و از پشت سرش درمی آید. و جنازه اش در چوارته عراق می ماند. وقتی شهید کاوه دستور می دهد جنازه ها را بیاورید در پایین کوه با دشمن درگیر می شوند و باز دو نفر از نیروهای خودی زخمی می شوند و مجبور می شوند فقط پلاکها را بیاورند. به پایگاه برمی گردند و دو مرتبه که می روند می بینند دور جنازه ها سیم خاردار و مین گذاشته اند که 8 سال جنازه شان آنجا ماند.