https://shohada.org/en/node/197215
شناسه خبر: 197215
2022-3-10 08:24
سفر دیگر
به نقل از همسر شهید: به او کردم و گفتم: «اگر حرف مرا قبول نداری، برو و از آیتالله ایزدی بپرس که نه تا بچه را برای یک زن تنها بگذارم و به جبهه بروم درست است؟» رفت. وقتی برگشت میخندید. گفت: «آقای ایزدی گفته برو به امید خدا. خدا پشت و پناهت باشد.» حتی سپاه هم اجازه نمیداد به جبهه برود. فردای آن روز آمد و گفت: «سپاه اجازه داد. من میخواهم بروم.» آن شب با تمام همسایهها و آشنایان خداحافظی کرد و خود را آماده کرد تا به جبهه اعزام شود. این سفر دیگری بود.