https://shohada.org/en/node/199047
شناسه خبر: 199047
2022-3-10 08:48
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
به روایت از علی محمد دیمه : شب قبل از عملیات ما در چادر خوابیده بودیم من در کنار ایشان بودم نمی دانم چه طور شد که نصف شب یکدفعه از خواب بیدار شدم و نشستم، چشمم به ایشان افتاد دیدم رو به قبله نشسته و دست بر پیشانی گرفته و اشک می ریزد، بعد از چند لحظه متوجه بیداری می شد، رو به من کرد و گفت: علیرضا می دانی در عالم خواب چه دیدم. گفتم:نه گفت: همنیطور که رو به قبله پس از نماز شب دوزانو نشسته بودم در یک لحظه مرا خواب گرفت و در عالم خواب دیدم که چند نفر به من نزدیک شدند و یک آرپی جی به دست من دادند و به من گفتند: فلانی از نوک مگسک ای آرپی جی نگاه کن. گفتم: چرا؟ گفتند: تو نگاه کن می فهمی من آرپی جی را بردوشم گذاشته و نگاه کردم در یک لحظه متوجه شدم از داخل مگسک باغ بسیار و زیبایی می بینم و همه جا سبز بود و از آن همه زیبایی حسرت زده شدم ولی این مدت زیاد طول نکشید و بیدار شدم.