https://shohada.org/en/node/199173
شناسه خبر: 199173
2022-3-10 08:49
امدادهای غیبی
به روایت از معصومه سلامی : در عملیاتهای زیادی شرکت داشتند یکسری می گفت:در کله قندی بودیم که یکدفعه ماری از پشت کیسه ها بیرون آمد. به بچه ها گفتم:بچه ها سریع بیرون برویم که اگر این مارها نیش بزند همه از بین می رویم مار بسیار بزرگی بود همین که از سنگر بیرون آمدیم. خمپاره ای داخل سنگر خورد و تمام سنگرها را با خاک یکسان کرد واقعا خواست خدا بود که ما زنده بمانیم خدا آن مار را از جانب خود مامور کرده بود تا ما از داخل سنگر بیرون بیائیم و سالم بمانیم.