https://shohada.org/en/node/199206

شناسه خبر: 199206
2022-3-10 08:49

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی معصومه سلامی: بعد از شهادت محمد، یکی از همسایه ها از او خوابی دیده بود و می گفت:« در عالم خواب دیدم، یک ماشین درب منزلمان هست و آقای دهقان مشغول شستن جلوی درب حیاط است. گفتم:«برای چه در حیاط را می شویید؟ ایشان گفت:«خانمم به مسافرت رفته و می خواهد بیاید، ماشین را آورده ام تا دنبالش بروم. ایشان خیلی سریع جلوی درب منزل را شست و داخل خانه را هم تمیز کرد. مقداری گل گرفته و روی میز گذاشته بود، برای بچه ها لباس خریده و تن بچه ها کرده بود.» گفتم:«من می آیم، این کارها را انجام می دهم شما برای چه زحمت می کشید.» گفت:«نه، خانم من مسافرت رفته و الان هم میخواهم بروم بدرقه اش و او را بیاورم. ایشان خیلی حالش خوب بود، اما فقط می گفت: برای معصومه دلواپس هستم، مسافرت رفته و برای چه دیر کرده و نیامده. این خوابی بود که از آقای دهقان دیدم.