https://shohada.org/en/node/199207
شناسه خبر: 199207
2022-3-10 08:49
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی صغری دهقان: شب تولد امام زمان «عج» بود که خواب دیدم: «محمد با لباس فرم به خانه آمد و یک دسته گل محمدی از جیب اورکتش بیرون آورد و گلهای خوابیده در دستانش را تازه شد. خندید و گفت:«من این گلها را از جبهه آورده ام، ببین چقدر زیبا و تازه است، دوست دارم همینطور این گلها را تازه نگهداری». صبح که از خواب بیدار شدم، گفتم: «خدایا این چه خوابی بود که دیدم، انشاءالله شب تولد امام زمان «عج» است و خیر است. همان روز به مسجد امام زمان «عج» رفتم و نذری کردم و مسجد را جارو نمودم که انشاءالله خواب خوبی باشد. محمد از جبهه آمد و گفتم:«نیمه شعبان، چنین خوابی را دیدم.» محمد دستش را پشت گردنش برد و گفت:«خواهرم، امام زمان «عج» عیدی مرا داد.» گفتم:«چطور؟» گفت:«2،3 نفری در ماشین بودیم که می خواستیم جلو برویم. هوا بسیار تاریک بود و دید چندانی نداشتیم. ناگهان ماشین در کانالی افتاد و چرخهای ماشین رو به آسمان بلند شد. هیچ راهی برای بیرون آمدن نبود. مجبور شدیم کف ماشین را سوراخ کنیم تا بیرون بیاییم.» گردنش را نشان داد. گفت:«اینها هم رد آهنهایی است که خیلی محکم بود و امام زمان «عج» عیدی من را داد.