https://shohada.org/en/node/199213
شناسه خبر: 199213
2022-3-10 08:49
توجه به خانواده
راوی جواد دهقان: در یکی از شبهای ماه مبارک رمضان برای خوردن سحری از خواب بیدار شده بودیم. پدرم در آن موقع یک پیکان وانت داشت که آن را به یکی از دوستانش داده بود و در عوض موتور گازی او را گرفته بود. بعد از سحری همان شب گفت: جواد می خواهی موتور گازی یاد بگیری. گفتم: بله. از خدام بود موتور سواری را یاد بگیرم. بعد از همان شب به خیابان آمدیم و موتور سواری را یاد گرفتم. یکبار نزدیک بود محکم به زمین بخورم که پدرم رسید و سریع من را گرفت.