https://shohada.org/en/node/199223
شناسه خبر: 199223
2022-3-10 08:49
دستگيري از ضعيفان
راوی صغری دهقان: زمانی که در چهار چشمه مشغول ساختن خانه بودیم، آب و برق نداشتیم. محمد آن موقع یک ماشین پیکان داشت که آن را به خاطر خانه ما فروختی!)) گفت:((چون آب و امکانات ندارید، وسایل و مصالح میخواهید بخرید آن را فروختیم که کمک شما باشد.))هر روز که از محل کار تعطیل می شد پیش ما می آمد. می گفت:((همسایه هایتان را صدا بزنید. من که می خواهم شما را جای شیر آب ببرم تا برای شستشو یا کار دیگر آب بیاورید، آنها هم بیایند، ماشین جا دارد.)) همسایه ها را صدا می زدم، آنها هم هر چه ظرف و لباس داشتند، بر میداشتند و می آمدند. وقتی ما مشغول لباس شستن بودیم، محمد گالنهای آب را پر می کرد و پشت وانت می گذاشت و ما را به خانه می رساند. سال 62 بود که آنجا می نشستیم. عصرها نان و پنیر و سبزی و یخ بر می داشت و می آورد. می گفتیم:(( این قالبهای یخ را می خواهم چه کار کنم)) می گفت:(( به همسایه ها بدهید، برق ندارند تا از یخچال استفاده کنند.)) من هم قالبهای یخ را به همسایه ها می دادم . می گفتم:((اینجا را برای شما آورده است.)) همسایه ها خیلی به او وابسته شده بودند. تا زمانی که آب و برق نیامده بود، محمد هر روز می آمد و اگر مشکلی داشت و نمی توانست بیاید، ما آن روز بدون آب بودیم و در واقع او کمک رسان ما بود.