https://shohada.org/en/node/199880

شناسه خبر: 199880
2022-3-10 08:58

عشق به جهاد

به روایت از ن.م فولادی : سال 61 بود و همراه با «عباس خواجه بچه» در عملیات فتح المبین در قسمت زرهی بودیم. از آنجا ما را شبانه به اندیمشک انتقال دادند. صبح نیروها برای اعزام به منطقه سوار هواپیما می شدند.4 نفر بودیم که عباس از همه جلوتر رفت و گفت:«من باید بروم» هر چه اصرار کردیم که صبر کن با هم برویم بی نتیجه بود. گفت:«هیچ راهی ندارد» کوله پشتی اش را به دوش گرفت و رفت داخل هواپیما نشست. هر چه داد و بیداد کردیم که سوار نشو، بیا با هم برویم، فایده ای نداشت.