https://shohada.org/en/node/200696
شناسه خبر: 200696
2022-3-10 09:09
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فاطمه احمدی : قبل از اینکه حسن به جبهه برود شبی در خواب دیدم که در یک دو طبقه گلی ایستاده ایم و از پنجره بیرون را نگاه می کنیم. ناگهان متوجه حضور گروهی در اول کوچه شدیم. حسن به من گفت: مادر این گروه خیلی زیبا شعار می دهند به من اجازه بده تا با آنها بروم. من کمی مکث کردم و جوابش را ندادم گفت: اگر دیر به من اجازه بدهید از آنها عقب می مانم و اگر حالا بروم می توانم جلو دار آنها باشم. تا به او اجازه دادم با من خداحافظی کرد و خواست از پنجره برون برود که گفتم: اینجا باند است واگر خواسته باشی ازاینجا بروی حتماً می میری اوگفت: مادر من هیچ طورم نمی شود و از پنجره مثل یک پرنده بیرون رفت و جلوی گروه پائین آمد و با آنها رفت و من ازخواب بیدار شدم