https://shohada.org/en/node/200737
شناسه خبر: 200737
2022-3-10 09:10
زندگی مشترک
به روایت از عذرا بیگم حسینی ثانی : به خاطر دارم که زمان عروسی ایشان من مرتّب همراه برادرم بودم و زمانیکه داماد را می بردیم تا عروس را بیاوریم من مرتّب برای سلامتی ائمه از جمله سلامتی امام زمان (عج) صلوات می فرستادم و فضای خانه شور و حال معنوی خاص داشت در همین میان که من خوشحال بودم و صلوات می فرستادم برادرم مرا صدا کرد و آهسته گفت : شما متوجّه یک حرف از صلوات باشید دارید اشتباه می گویید من حرف (واو) را در صلوات (ب) تلفّظ می کردم و متوجّه نبودم و اشتباهم را در همان جا تصحیح کردم و اکثر اوقات که صلوات می فرستم این مسئله یادم می آید و در این میان که خانه جو معنوی داشت دو دختر خانم گفتند که همه اش نباید این گونه باشد کمی شادی و کف زدن هم لازم است این دو خانم یکی مسن و یکی جوان و هر دو سیّد بودند من هم قبول کردم و لبخند برادر را هنوز به خاطر دارم .