https://shohada.org/en/node/201021
شناسه خبر: 201021
2022-3-10 09:13
بدون عنوان
عفتي دوست و همرزم شهيد:در کنار منطقه بهمن شير جايي که به نام شهيد داوطلب معروف است، بوديم. بعد از جلسه اي که قبل از عمليات انجام شد، يکي از برادران روضه حضرت زهرا (س) را خواند و بچه ها خيلي گريه کردند. قرار بود که بعد از عمليات به مرخصي برويم. در مقر با برادر حسين زاده و برادر شهاب و عده اي ديگر نشسته بوديم. شهيد حسين زاده قبل از آن براي ازدواج مرخصي گرفته بود، ولي ازدواج نکرده بود. برادر شهادب از روي شوخي به ايشان گفت: آقاي حسين زاده ازدواج نکرديد؟ حالا در اين عمليات مي رويد و با حور العين ازدواج مي کنيد. شهيد حسين زاده در جواب گفت: عجب ندارد. ما هم دست شما را مي گيريم و شما را براي خواندن صيغه عقد با خود مي بريم.
در همان عمليات والفجر 8 بعد از شهادت حسين زاده هنوز کاروان دقايق زيادي دور نشده بود که شهيد شهاب نيز گويا براي خواندن صيغه عقد شربت شهادت نوشيد و از اين جهان خاکي پر کشيد.