https://shohada.org/en/node/201660

شناسه خبر: 201660
2022-3-10 09:21

شجاعت و شهامت 1

به روایت از مرتضی عفتی : درعملیات بدردقیقا یادم نیست که روز سوم یا پنجم عراق پاتک را شروع که همه نیروهای یگانها داشتند عقب نشینی میکردند ما هم داشتیم می آمدیم عقب خدا رحمت کند برادر ولی الله چراغچی رسیدند وگفتندکجا؟گفتیم همه دارند میروند.گفتند همه بروند ما که هستیم،گفتم کسی نمانده است گفتند جنازه برونسی آنجا افتاده شما میخواهید برگردید؟ایشان با همان خونسردی وجسارت و شهامت و شجاعتی که داشتند با اطمینان گفتند جمهوری اسلامی باید از عملیات پیروزیبه دست آورد.با شنیدن این صحبتها تعدادی از بچه ها برگشتند وبعد آمدیم جای سنگر سر چهار راه خیلی از بچه ها بعدا میگفتند:که برادر چراغچی از خدا تشکر کرد وگفت خدایا شکرت که توانستیم خط را حفظ کنیم ایشان قبل از نماز بلند شده بود دیدم دارد وضو میگیرد ونماز خواندند دیگر هوا داشت روشن میشد که به سمت خط رفتند بعد از چند دقیقه ای شنیدم که گفتند برادر چراغچی تیر خورده ومجروح شده است.